مرتضى مطهري

114

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

دليل او را خيالى و به مناسبتى كه در ورقهء اوتوپى ) * ذكر كرده‌ايم اتباع افلاطون را از اين نظر اوتوپيها - و به قول اعراب طوبيين - مىگويند يعنى خوب و ايده آل باشد ، منتهاى آرزو باشد ولى براى عالمى خوب باشد غير از عالم انسانهاى موجود با اين همه غرايز و زشت و زيباها ، براى عالم قدس و فرشتگان ملكوت خوب باشد . و اما ميدان منطق عمل ، حوايج واقعى بشر است بشر است با همهء غرايز و وابستگيها و نقص و كمالها و زشت و زيبايىها و با همهء احتياجات و ضرورياتى كه دارد . از اينجا نوبت مطلب ديگر است و آن اينكه درست است كه منطق عمل براساس سه پايهء ( ترياد ( 1 ) به قول فرنگيها ) گذشته بنا شده و باز درست است كه اين سه پايه زمينهء پيشرفت است ولى يك چيز ديگر هم هست كه ممكن است يك چيز يك حاجت خاص را بسيار عالى بر طرف كند اما همه جانبه نباشد يعنى به دنبال خود بحران و ناراحتى ايجاد كند ، خلئى را پر كند اما خلأهاى ديگر ايجاد كند . مثلًا دنيا قبل از كمونيسم دچار يك خلأ بود ، مردم تقسيم شده بودند به سيرِ سير و گرسنهء گرسنه ، دنيا تقسيم شده بود به ظالم و مظلوم ، به استثمارگر و استثمار شده ، و [ با ] عملى كه ماركس انجام داد ، مانند سدى كه خراب شود سيل راه افتاد و مانند آب حبس شده اى زير زمين كه كلنگ به آن زده شود جستن كرد و مانند دملى كه رسيده باشد و خون كثيف و چرك در آن جمع شده باشد و نيشتر بخورد مواد فاسد بيرون ريخت ، ولى آيا خود اين براى دنيا سعادت ايجاد كرد ؟ نه ، چرا ؟ به جهت آنكه حاجت بشر تنها شكم و نان نيست ، تنها لباس نيست ، تنها مسكن نيست . گرسنگى نوعى طغيان ايجاد مىكند و سيرى نوعى ديگر گرسنه مىشود انتقام جو و كينه جو مىگردد ، همين كه سير شد طغيان مىكند و افزون طلبى گريبان او را مىگيرد : * ( ان الانسان ليطغى . ان ر اه استغنى ، يوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول هل من ) *

--> ( 1 ) . triad